حسين مدرسى طباطبائى

148

برگى از تاريخ قزوين ( فارسى )

خلفى السادات و النقبا سيد عبد المطلب و سيد علاء [ الملك و بنى اعمام ] « 1 » ايشان / مفوض و مرجوع است به همان دستور و قاعده مقرر دانند و رقبات موقوفات مزار متبركهء مذكوره به تصرف / ايشان گذارند كه حسب الشرع الاطهر به مصرف وجوب رسانند و در ترويج آن مساعى جميله به‌جاى آورند و محصولات / موقوفات آن از مواضع و باغات و حمام و غير ذلك سيما قريهء دزج و قنات ميرزايى به وقوف و حضور ايشان صرف نمايند / و يك دينار و يك من بار بىحضور ايشان دادوستد ننمايند . خادم و جاروب‌كش به وقوف و اذن مشار اليهما تعيين نمايند . بنى اعمام مشار اليهما / ( خاصه اولاد ) سيادت مآبين امير اسد اللّه و سيد زين العابدين بر اين موجب مقرر شناسند و حق التوليه آن‌چه حصهء / ايشان باشد ستاده ، زيادتى و تغلب جايز ندارند و پرسش طريق و طرق در حضور مومى اليهما نمايند و دست تصدى ايشان / در اين امور قوى و مطلق دارند . قضات اسلام و داروغگان دار الموحدين قزوين حسب المسطور مقرر دانسته نگذارند كه / بنى اعمام مشار اليهما با ايشان ستم شريكى نمايند و نذور به سويت و راستى قسمت كنند . در اين باب قدغن دانند / و هرساله حكم و پروانچهء مجدد نطلبند . تحريرا فى / 28 شهر رجب 944 . ( 11 ) فرمان شاه طهماسب در بخشودن يك هزار دينار تبريزى نقد مال و متوجهات ديوانى يك قطعه باغ در موضع وره ولايت شهريار بر سيد ظهير الدين ابراهيم به خواهش

--> ( 1 ) . تكميل قياسى براساس بازماندهء حروف و تتمهء متن سند .